تبلیغات
ویدیو گیمز و تجسمات فعلی - کل داستان متال گیر...

1. Snake Eater Era

1-الف. " Big Boss "
1-ب. " Naked Snake / Big Boss "

2. MSX Era

2-الف. (MSX Era) " " Solid Snake

3. Twin Snake Era

3-الف. " Liquid Snake "
3-ب. " Solid Snake " (Twin Snake Era)

4. Sons Of Liberty Era

4-الف. " Solidus Snake "
4-ب. " Raiden "
4-پ. " Solid Snake "

================================================== ==========
عنوانهای بازی:
Metal Gear Solid (PSX)
Metal Gear Solid: The Twin Snakes (NGC)
Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty (PS2)
Metal Gear Solid 2: Substance (XBOX, PS2)
Metal Gear Solid 3: Snake Eater (PS2)
Metal Gear (MSX2, NES)
Metal Gear 2 (MSX2)
Snake's Revenge (NES)
Metal Gear: Ghost Babel (GBC, Japan, UK)
Metal Gear Solid (GBC, US)
Metal Gear AC!D (PSP)
================================================== ========

================================================== ==========
1. Snake Eater Era (1964-1972)
================================================== ==========
اولین بخش داستان بازی برخلاف خط داستانی که روایت میکند آخرین قسمت داستانی سری متال گیر است که ساخته شد.اکثر اتفاقات این دوره ی داستانی در شماره ی سوم از سری MGS اتفاق می افتد یعنی Metal Gear Solid 3: Snake Eater.تمام اتفاقات بعد از این قسمت در زمان MSX Era اتفاق می افتد.

در این بخش داستان شاهد عملیات های Virtuous Mission , Operation Snake Eater میشود بعلاوه داستان به ایجاد گروه Fox Hound و واقعه ی Les Enfants Terribles Project ختم میشود.
؟

================================================== ==========
1-الف "The Boss"

کل داستان متال گیر با The Boss شروع میشود.او زنی بود که در حدود 20 سالگی دست به گرداوری یه گروه نیروهای ویژه مشترک برای نیروهای آمریکایی و شوروی در زمان جنگ جهانی اول زد که این گروه ویژه نقش اساسی در پیروزی متفقین در آن زمان داشت.گروهی با نام Cobra.در اوایل جنگ سرد با اینکه این گروه از هم پاشیده شد اما او همیشه وفاداری خود به کشورش را حفظ کرد.

او یعنی The Boss شروع به آموزش و تعلیم دادن به Naked Snake (John , Jack , Big Boss) کرد.برای حداقل یک دهه بعد از جنگ جهانی دوم آندو باهم شریک و رفیق بودند و Big Boss که البته آن زمان به این اسم مشهور نبود آخرین و شاید بهترین و با استعدادترین شاگرد The Boss بود. آنها باهم رابطه ی خیلی نزدیکی داشتند شاید نزدیکتر از دوست و متحد و حتی خانواده.اما در اواخر ده ی پنجاه از هم جدا شدند وبخاطر اینکهBig Boss دیگر یک شاگرد تازه کار نبود خیلی متمایل به فعالیت های انفرادی و مستقل پیدا کرده بود.

درسال 1964 ودر اوج جنگ سرد The Boss به اتحاد جماهیر شوروی ملحق شد و بار دیگر به گروه Cobra تحت فرماندهی کنلل Volgin فردی جاه طلب و رادیکالیست پیوست.(رادیکالیست به افرادی که خواستار اصلاحات اساسی و تحول خواهی گفته میشود).
او با دادن یک جفت از راکت های هسته ای ساخت آمریکا و همچنین گرفتن پناهندگی متخصص ساخت و توسعه ی سلاح دکتر Sokolov (دانشمندی که با فشار ملزم به فعالت شده) توانست شرایط را برای ورود خود آماده کند.
دراین حین Colonel Volgin با یک حرکت پیش بینی نشده با نابودی کامل یکی از تاسیسات اتحاد جماهیر بوسیله ی یکی از راکت های اهدایی The Boss استفاده کرد تا تمامی شواهد و مدارک شورش خود علیه دولت اتحاد جماهیر و نخست وزیر Khruschev را از بین ببرد.

Big Boss که در اینجا Naked Snake است بعنوان آخرین شاگرد The Boss موظف به پیدا کردن و ازبین بردن او و تحدید گسترده ای که او از سوی شوروی سبب شده بود; شد.The Boss هرگز به او درباره ی دلیل عملش توضیحی نداده بود.تنها گفته ی او این بود:" Loyal To The End ".
فقط در پایان است که میشود هدف او را از کارش فهمید.فقط وقتی که ماموریت Naked Snake-Bigg Boss انجام شود زمانیست که او متوجه میشود.
جدایی The Boss و ملحق شدنش به Conolel Volgin در ابتدا یک دستور بود. او باید یه اتحاد جماهیر و خصوصا تحت فرمان Volgin می پیوست تا حیله ی دولت ایالات متحده را اجرا کند.

Volgin مقدار بسیار زیادی از ثروت Philosophers (فیلسوف ها) دزدیده بود.Philosophers نیروهای پشت پرده ی سه کشور مهم دنیا یعنی ایالات متحده و چین و اتحاد جماهیر شوروی بودند که بنوعی اداره کنندگان پشت پرده ی دنیا محسوب میشدند. بعد از پایان جنگ جهانی اول این افراد با هم متحد شده با مقدار عظیمی ثروت جمع شده.بعد پایان جنگ جهانی دوم وفاداری آنها از هم گسست و سازمانشان همکاری بین المللی خود را از دست داد.قسمت عمده ای از میراث باقیمانده ی بین Philosophers مستقلا در دست شوروی بود که ازطرق مختلفکه بعدا گفته میشود بدست Colonel Volgin رسید و او هم از آن برای تامین سوخت برای تولید تجهیزات و سلاح های مورد نیازش بکار گرفت .ابزاری که به آنها نقشه اش برای کنار زدن Khruschev از قدرت توسط کودتای نظامی نیاز داشت.

The Boss تنها سرباز آمریکایی بود که بدنامی و او و همچنین اهمیت او بقدری بود که بتواند خود را به Volgin نزدیک کند.
تمام اعمالی که طبق دستور انجام داده بود.دستوراتی که طبق آن باید به کشورش خیانت می کرد.
ماموریت او این بود:بازگرداندن میراث philosophers برای آمریکا جایی که باقیمانده ی گروه philosophers با نام Patriots حضور داشتند.

نقشی که Naked Snake در این میان داشت فقط بعنوان یک شاهد از اتفاقات بود.Naked Snake میتونست اعتبار زیادی از دستگیری The Boss کسب کنه.و تماما سرپوش روی همه ی نقشه ها بگذاره.اما مشکل از جایی شروع شد که Volgin از یکی از دو راکتی که از The Boss گرفته بود را به خاک روسیه شلیک کرد.

دولت اتحاد جماهیر بشدت علیه این اقدام جبهه گیری کرد.زیرا یک انفجار توسط عامل خارجی(آمریکایی) در خاک شوروی نوعی اعلان به جنگ بحساب می آید.اگرچه که هیچ کدام از طرفین چه Nikita Khruschev و نه Lyndon Johnson هیچکدام نمیخواستند جنگ سرد تبدیل به یک جنگ داغ شود. متاسفانه تعادل قدرت در داخل حکومت شوروی نمی تواند به Khruschev اجازه بدهد تا با مذاکره مانع ابجاد درگیری شود.به همین خاطر اتحاد جماهیر به دلیل و گواهی نیاز داشت تا مقصر این عمل را یک آمریکایی خائن بداند نه خود حکومت ایالت متحده . برای اینکه این عمل بعنوان یک اعلان جنک از طرف آمریکا محسوب نشود مقصر این عمل یعنی The Boss باید میمرد.

حالا The Boss ماموریت جدیدی داشت.ادامه دادن نقش خود تا پایان(To The End) تا زمانی که بدست Naked Snake (Bigg Boss) آخرین تعلیم پذیرش کشته شود.او باید نقش خود را در این معما تا آخر بازی میکرد و تا آن زمانی که جانش برای وطنش فدا میشد کسی بجز خودش نباید از این موضوع آگاه میشد.

با مرگ او بود که اوضاع به شرایط عادی باز میگشت و از جنگ پیشگیری میشد. فداکاری و از خودگذشتگی او میتوانست دنیا را نجات دهد در حالی که حتی هیچوقت هیچکس از این عمل او با خبر نمیشد. او برای کمک و نجات کشورش خودش رو فدا کرد و نامش بعنوان یک خائن و مجرم جنگی که قصد برانگیختن یک جنگ هسته ای داشت در تاریخ ثبت شد.خائنی که خیانتش هم گریبانگیر آمریکا شد هم شوروی.{و برعکس او از بین برنده ی او -Naked Snake- تبدیل به یک قهرمان ملی و حتی جهانی شود}.

برای پایبندی به حرفی که زده بود:"Loyalty To The End" (وفاداری تا انتها) اوباید بعنوان یک موجود بی ارزش میمرد. طبق دستوری که از کشورش گرفته بود باید تا پای جان میجنگید و بعنوان یک فرد در طرف شوروی بدست Snake میمرد. آین نقشش بود نقشی که کاملا درست انجام شد.

گروه Cobra همان گروه قدیمی اش هم دوباره در این حین به او پیوسته بودند.افرادی که کاملا به او وفادار بودند.او آگاهانه مجبور بود تا همه ی تعلیم دیده هایش رو به ترتیب در این راه از دست میداد تا بدست Snake از بین بروند.تمام کارهایی که در تکه کلام او گفته شده بود و به آن اعتقاد داشت:"وفاداری تا انتها"

او نمی توانست اجازه دهد که Snake به او ملحق شود.او خیلی خوب وفاداری Snake به خودش آزمایش کرده بود و اینکه او را به کشورش ترجیح داده بود شده بود اما مساله این نبود. چون تنها کسی که بود که میتونست علیه The Boss قرار بگیره و اونو ازبین ببره. او نه میخواست که Snake شکست بخورد نه میتونست به او کمک کند.او باید توسط Snake کشته میشد تا ماموریتش به انتها برسد.

در تمام افسانه ی متال گیر The Boss حقیقی ترین میهن پرست(Patriot) بحساب می آید.او خودش هیچ نوع تصمیم گیری در این میان نداشت و فقط دستورات را اجرا میکرد و تا انتها وفادار ماند.

(ودر آخر شما متوجه میشوید که Ocelot درواقع فرزند The Boss بوده)
{چون شخصیت Sorrow هیچ ارتباطی به اصل داستان نداشته فقط لازمه دربارش گفته بشه که Ocelot فرزند The Boss و Sorrow هستش}

================================================== ==========
1-ب "Naked Snake / Big Boss "

{همانطور که در مورد سرگذشت باس گفته شد} Naked Snake توسط The Boss تعلیم و آموزش دیده بود.The Boss استاد او ;رفیق او; وخانواده ی او بود و بعد از خیانت صوری او Snake تنها کسی بود که توانایی نابودی او را داشت بنابراین این Naked Snake بود که این وظیفه به او واگذار شد.

Snake با تمام وجود وظیفه اش را علیه استاد قدیمش انجام داد.استادی که حالا دشمنش بود.کسی که برای دلیلی به کشورش و حتی شاگردش خیانت کرد که نمی توانست بیان کند.
اما Naked Snake .او ماموریتش را گرچه کامل ولی با بی میلی انجام داد.تهدید هسته ای Volgin را از کار انداخت و مهمتر از همه The Boss را کشت.

یکی پس از دیگری Snake تمام تعلیم دیده های The Boss در گروه Cobra از راه برداشت.و در انتهای مسیر هم Naked Snake استاد خود را با اسلحه ی معروف خودش(Patriot) می کشد.

اما Naked Snake {که حالا Big Boss شده} از کاری که کرده هیچ شوقی ندارد.او فقط ماموریتش را انجام داد.برای وفاداریش. نه به آمریکا ; بلکه به استادش The Boss.تنها رضایت او از موفقیت در ماموریتش بود:حفاظت از کشور و آشکار کردن مقصر.

Snake توانست با شکست دادن The Boss خودش رو بعنوان بزرگترین مبارز ارتش معرفی کند و بدین ترتیب بود که Naked Snake یا Jack با دریافت نشان اهدایی از دست رئیس جمهور تبدیل شد به "Big Boss" .

از این موقع بود که Big Boss تصمیم گرفت که بفهمد واقعا ماموریت او چه بود.آنزمان بود که ماموریت The Boss را فهمید.
و آنزمان بود که دیگر ایمان و اعتقادش رو به دولت ایالات متحده از دست داد.فهمید که سربازی که جانش رو برای هدف گذاشته بود چقدر راحت دور انداخته شده بود.The Boss سپر بلا شده بود.حتی بدنام شده بود و در انتها به قتل رسید بخاطر دولت ایالات متحده و حالا Big Boss فهمیده بود که توسط ایالات متحده مامور به انجام اینکار شده بود.

داستان Snake Eater بر سر مزار The Boss به پایان میرسد.در این زمان بود که ما بینندگان و Jack که حالا عنوان Big Boss بر کت او آویزان است همزمان تمام ماجرا را میفهمیم.این داستان (MGS3)در این زمان به پایان میرسد ولی داستان اصلی زندگی Big Boss از همین لحظه آغاز میشود.

بعد از عملیات Snake Eater گروه آزمایشی FOX {که از طریق Naked Snake مجری این عملیات بود} بطور رسمی بعنوان یک گروه عملیاتی ویژه ی ارتش ایالات متحده تحت رهبری Big Boss در سال 1971 با نام جدید FOXHOUND سازماندهی و تشکیل شد.گروهی که بهترین بهترینها از نظر مهارت و توانایی و تکنولوژی و منابع را در اختیار داشت.FOXHOUND مجموعه ای بود از پیشرفته ترین تجهیزاتی که ارتش میتوانست فراهم کند.

بدون توجه به اینکه چقدر Big Boss در ارتش ایالات متحده خدمت کرده بود در سال 1964 و با مرگ The Boss وفاداری او هم به کشورش از بین رفته بود.

در طول یک دهه Big Boss کم کم توانست با بدست آوردن مقدار زیادی ثروت در اواخر دهه ی هفتاد یا هشتاد شروع به ایجاد یک طرح بسیار بزرک کند تا از طریق نیروی نظامی دست به یک شورش بزرگ بزند.و بالاخره در اوایل دهه ی هشتاد ارتش مستقل ملی او با نام "Outer Heaven" در جایی در جنگلهای جنوبی آفریقا باصطلاح سر از آب بیرون آورد وشکل گرفت.حالا Big Boss توانسته بود کشور کوچکی برای خود و سربازانش بسازد.جایی برای سربازان سرخورده ای مثل خودش تا کاهایی که در آن بهترین هستند را انجام دهند بدون سوگند وفاداری خوردن به حکومت یا دولتی که میتونه براحتی اونها رو نادیده بگیره و ازشون بعنوان یک بازیچه استفاده کنه.

"Outer Heaven" جایی بود برای سربازان و جنگجویانی که کم کم جایی برای خود نمیدیدند و بی استفاده مانده بودند. جایی بود که میتوانست مثل شاخه های یک درخت زیتون تمام دنیا رو در بر بگیره.
Big Boss همیشه یک سرباز بود.جنگیدن و مبارزه تنها کاری بود که اون درش مهارت داشت.رویای او میتونست در Outer Heaven تبدیل به واقعیت بشه. بهشتی برای او و سربازانی امسال او که میخواستند زندگی کنند بدون اینکه بعنوان یک کالای مصرف شدنی و دور انداختنی برای کشوری باشند که دیگر برایشان اهمیت و ارزشی ندارد.

مرگ The Boss باعث شد کهاو یک جنگجو بماند ولی احساس میهن پرستی اش را از دست بدهد.او تمام فرمانبری و وفاداری اش را کشورش آمریکا قطع کرد و شروع به تجهیز و تحکیم Outer Heaven کرد.برخلاف وسعت قلمروی کوچکش Outer Heaven یک نیروی مهیب و هولناک برای باقی دنیای مدرن زمان خود بودند.در این زمان بود که ساخت طرح اولین "Metal Gear" (بر اساس طرح باقیمانده از یک ماشین جنگی{ Shagohad } از زمان Snake Eater ) آغاز شد.

متال گیر تمام شده ی چیزی بود که از طرح سلاح جنگی متحرک Shagohad گرفته شده بود.تغییراتی هم که در متال گیر داده شده بود(شاید فقط برخلاف مدل RAY )این بود که یک تانک ایستاده ی متحرک با توانایی شلیک دور برد هر نوع سلاح هسته ای از هر نقطه از زمین. بطور فرضی و تئوری برد و فاصله ی قابل شلیک توسط متال گیر نزدیک به برد موشک Silo-Borne (نوعی موشک دور برد)است.وقتی در اوایل دهه ی 90 همچین اخباری به آمریکا رسید Outer Heaven تبدیل به یک تهدید برای امنیت ملی ایالات متحده شد. به همین خاطر برای سرکوب Big Boss کسی که زمانی FOXHOUND (که دیگر بدون Big Boss بود) را بوجود آورده بود و همان Naked Snake قدیمی; آمریکا بهترین مامور FOXHOUND یعنی Grey Fox مامور انجام این کار کرد.اما وقتی که در کمال تعجب او بدام افتاد آخرین راه استفاده از جوانترین مامور FOXHOUND بود.
کسی با اسم رمز Solid Snake.

================================================== ==========
2. MSX Era (approx. 1985-1999)
================================================== ==========

MSX {و NES } محل رسمی ظهور دو شماره از متال گیری بود که در ابتدا از همه ساخته شدند یعنی: Metal Gear و Metal Gear: Solid Snake. چگونگی سقوط Big Boss و سعود Solid Snake در این بخش داستان گفته میشود بعلاوه ی داستان متاسفانه مبهم Frank Jaeger کسی که با نام Grey Fox یا بعدها Ninja در FOXHOUND شناخته میشد.

اتفاقات این مجموعه شامل ماموریت Solid Snake و همچنین چگونگی شد و توسعه ی کشور سربازان مزدور Big Boss یعنی Outer Heaven (و بعدها Zanzibar ) میشود.

================================================== ==========
2-الف " Solid Snake " (MSX Era)

Solid Snake کسی بود که در FOXHOUND تعلیم دیده بود. وظیفه ی او در ابتدا تقریبا وقتی بود که Big Boss ایالات متحده را ترک کرد به همین خاطر اگر ایندو در FOXHOUND باهم بوده اند مطمئنا زمان بسیار کمی بوده.
اما در ارتباط با Solid Snake او یکی از سه قلوهای Snake کپی شده از Big Boss بود که توسط دولت ایالات متحده در واقعه ی "Les Enfants" در سال 1972 به دنیا آمده بود; درست بعد از تاسیس FOXHOUND .

بعد از موفقیت هایی که Big Boss بعد از Snake Eater بدست آورد و همچنین دریافت عنوان رئیس بزرگ همگی از قدرت رهبری و پیشتازی او در وجودش(ژنتیکش) داشت به این نتیجه رسیدند که او یک سرباز کامل و ایدآل است. به این خاطر تصمیم به بررسی ژنتیکی DNA او کردند.دانشمندان دولتی تصمیم گرفتند از عوامل ژنتیکی او که ارتباط مستقیم با توانایی های ذاتی(صفاتی که فقط با تمرین کردن حاصل نمیشد) او داشت استفاده کنند.

تصور بر این بود که Bigg Boss میتواند چشمه و منبع سربازان ژنتیکی باشد. توانایی ژنتیکی-ارثی که میتواند از ابتدای تولد در وجود یک انسان باشد بجای اینکه با تمرین زیاد آن را بدست آورد.پروژه ی "Les Enfants Trribles" جایی بود که این تصورات میتوانست به نتیجه برسد یعنی: تولد سه کودک که کاملا هویتشان از Bigg Boss بود . Solid , Liquid , Solidus .

در حالی که Solidus بشکل عجیبی از دو برادر دیگر جدا مانده بود دو برادر دیگر که نسبتا همسان بودند به این صورت تعریف شده بودند: یکی مقدار بیشتری از خصوصیات غالب در DNA پدر(پدر ژنتیکی) را دریافت کرد و دیگری بیشتر از ویژگی های نهفته را دریافت کرد. با اینکه هر دو از نظر هویتی شباهت زیادی به پدر داشتند ولی بنظر میرسید یکی از آندو از نظر ذاتی سر تر باشد.

در باره ی Solidus هم بنظر میرسید که از نظر ژنتیکی ترکیب متعادلی از هر دو برادر باشد.)(چیزی بین دو برادر دیگر).او اصولا مثل دوبرادر دیگر بود با این تفاوت که نوع زندگی او متفاوت تر بود.(جزییات زندگی او در بخش Solidus گفته خواهد شد).

(با توجه به اینکه بعد از تولد برادر Solid ارجحیت او به بقیه مشخص شده بود) نقش او در FOXHOUND میتوانست مهمتر باشد.ولی او اولین کسی نبود که در بحران Outer Heaven برای مقابله با آن انتخاب شده بود.Frank Jaeger یا همان Grey Fox بود که اول برای اینکار(از بین بردن The Boss ) فرستاده شد ولی او کا بجایی نبرد و دستگیر شد.بعد از آن بود که سرباز خوش آتیه Solid Snake فرستاده شد.

او توانست{در اولین ماموریتش بدرخشد} Grey Fox را نجات دهد سرانجام به Big Boss برسد.او با کسی که او را فقط بعنوان خائن و کسی که گروهش FOXHOUND و کشورش را ترک کرده جنگید و او را شکست داد تا ماموریتش را انجام دهد. توانست متال گیر ساخته شده را نیز نابود کند. او توانست بعنوان یک قهرمان کوچک به کشورش برگردد و حالا جای اصلی اش را در FOXHOUND پیدا کند.

با گذشت زمان Snake (Solid Snake ) در کارش با تجربه تر شد. او هم میدانست که سرباز بودن و جنگیدن او تنها استعداد اوست. چونکه او یک سرباز بدنیا آمده بود و حالا تشخیص داده بود که بهترین مسیری که میتواند دنبال کند خدمت به کشورش است. اگرچه او یک میهن پرست معتقد نبود اما او همیشه سعی میکرد تا هم وفاداری اش را به عنوان یک سرباز به کشورش حفظ کند و وظیفه هایی که به او محول میشود را به بهترین شکل انجام دهد.

Grey Fox (کسی که نزدیکترین دوست Snake در FOXHOUND بود) بعد از مدتی گروه را ترک کرد.
در اواخر دهه ی 90 دوباره خبر از تشکیل کشور کوچک و مستقلی در آسیا(بنام Zanzibar ) شنیده میشود که اینبار بنظر میرسید که رهبر آن Grey Fox دوست نزدیک Snake باشد.بعد از مدتی مشخص شد که Big Boss هم درکنار اوست.Big Boss که توانسته بود از Outer Heaven جان سالم بدر ببرد قصد داشت تا دوباره اهدافشان را دوباره دنبال کنند بهمین خاطر دوباره مشغول بکار رئوی Metal Gear شدند.

Snake بی خبر از این ماجراها دوباره مامور به نابودی متال گیر شد. اینبار او مجبور بود که برای تکمیل ماموریتش دوست نزدیکش Grey Fox را هم از راه بردارد.اما این مساله باعث تردید در انجام وظیفه اش نشد. او توانست خودرا به Grey Fox برساند.آندو تا پای جان باهم جنگیدند و در نهایت این Snake بود که پیروز از میدان خارج شد.آندو بعنوان دو انسان باهم دوست بودند ولی بعنوان دو سرباز فرمانبردار دشمن بودند.Snake باید وظیفه اش را که از کشورش دریافت کرده بود انجام میداد ولی Fox مسیر دیگری را انتخاب کرده بود.Fox همانکاری که قبلا Big Boss کرده بود را پیش گرفت.او هم شرگذشت مشابه Big Boss داشت. زندگی او نیز مانند یک بازیچه در دست سیاستمداران بود. و این باعث سرخوردگی اوهم شده بود. او هم میخواست که یک سرباز باشد ولی نه سربازی که برای کشوری بجنگد که به آن اعتقاد ندارد. Fox در آخرین لحظات مرگش این مسائل را برای Snake توضیح میدهد اما این حرفها چیزی را تغییر نمیدهد چون دو دوست قدیمی راهشان از هم جدا شده بود و حالا Fox برای The Boss {شاید بنوعی خودش} میجنگید.

و دوباره این Snake بود که می بایست برای بار دوم جلوی تهدید Big Boss و متال گیرش را بگیرد.اینبار قبل از اینکه ایندو دوباره باهم مبارزه کنند Big Boss با بیان یک ادعای غافلگیر کننده خود را پدر Snake معرفی کرد. گرچه این حرف روی عزم او در انجام ماموریتش تردید ایجاد کند ولی در او احساس پوچی و بی ارزشی ایجاد کرد.او توانست Big Boss {را که میدانست بنوعی پدرش است}شکست داد و بالاخره کشت. نمایش شومی کاملا معکوس اتفاق 30 سال پیش بین Big Boss و The Boss .

Naked Snake زمانی با کشتن The Boss شهرت و اعتبار فوق العاده ای بدست آورد. او بهترین سرباز آن زمان را کشت و مهمتر از آن استاد و دوست نزدیک خود را. اما Solid Snake مجبور به جنگیدن بود برای از سر راه برداشتن دوست نزدیکش Grey Fox و سپس کشتن Big Boss بزرگترین جنگجوی زمان خودش و شاید حتی پدر خودش. حالا Solid Snake هم درست مثل 30 سال پیش Naked Snake بعنوان یک مرد قهرمان و همچنین خرد شده به خانه بر میگردد.

Snake بعد از این ماجرا ارتش را رها میکند {اما نه همانطور که Grey Fox و Big Boss رها کردند} و به آلاسکا جایی که سالها در آن زندگی کرده بود و می بایست زندگی میکرد بر میگردد تا دور از هرنوع جنگ و هیاهو و گوش بفرمان بودن زندگی کند.

در غیاب او FOXHOUND اعجوبه ی تازه کار جدیدی را پیدا کرد کسی که خیلی زود به رهبر گروه هم تبدیل شد:Liquid Snake .

================================================== ==========
3. Twin Snakes Era (approx. 1999-2006)
================================================== ==========

بعد از مرگ نهایی Big Boss و بازنشستگی{کناره گیری} Solid Snake اوضاع FOXHOUND پیچیده شد و بعد از مدتی از کنتری خارج شد.Big Boss نابود شده بود ولی میراث باقی مانده از او با چیزی که توجیح شده بود به وحشی گری سیری ناپذیری به حیات ادامه میدادند.؟

Snake های دوقلو (Twin Snakes) عنوان پیش نیازی برای اولین شماره از سریMetal Gear Solid بود. عنوانی که البته در ادامه ی نام شماره ی اصلی و اول MGS (در PSone) وجود نداشت ولی در شماره ی بازسازی شده برای GameCube وجود داشت.

در هرحال اولین داستان از سری MGs در این عنوان بیان شده (چه در نسخه ی اصلی در PSone و چه در نسخه ی remake آن در NGC ).Solid Snake از بازنشستگی یا مرخصی فرا خوانده میشود تا جلوی طغیان و شورش FOXHOUND برضد دولت ایالات متحده را بگیرد.اینجا جایی است که در داستان Sons Of Liberty نقل قول میشود.

================================================== ==========
3-الف " Liquid Snake "

Liquid Snake اولین کسی است که بعنوان یک آدم پست و شرور میشود تا اینجای کار معرفی کرد. اما نه بخاطر اهمیت فردی اش. با مشخص شدن هرچه بیشتر از داستان ;علاقه برای بررسی پیچیدگی های شخصیتی مثل Big Boss در طول دوره های طی شده از زندگی اش (MSX Era) یا حتی Grey Fox بیشتر میشود. افراد باصطلاح رزل و شرور در متال گیر همگی افراد مهمی هستند چراکه از نظر شخصیتی ;دارای شخصیت دوبعدی یا ثابتی نبودند. هرچند شخصیتهای نیمه مهم دیگر در داستان (مثل اعضای گروه Cobra یا FOXHOUND یا در آینده Dead Cell ) میتوانند بسادگی بعنوان جیره خورهایی باشند تابع قدرت بالاتر از خود; آن قدرت های بالاتر همیشه یک شخصیت اصیل و خالص هستند با عمق وجودی و شخصیتی بالا و قابل کنکاش.( نکته ای که اگر تا حالا واضح نبود شاید با این توضیح قدری واضحتر شده باشد).

جالبترین بخش گنجانده شده در خط داستانی متال گیر تا اینجای کار قسمت Snake Eater است. جایی که شما نقش رهبر دشمنانی را بازی میکنید که Solid Snake با او در Metal Gear و Metal Gear: Solid Snake مواجه میشود.سعود ; خمیدگی و نزول بشکل زیبایی در Snake Eater نشان داده شده. خواه و ناخواه خیلی از شخصیتها در MGS با این خط مش مواجه میشوند.Liquid بصورت بالقوه وقتی دارد FOXHOUND شد یک شرور نبود.درست مثل Grey Fox (گرچه Fox داستان جدایی دارد).اهمیت شخصیت Liquid درست به اندازه ی Solid Snake است .اینجا توضیح خواهم داد که چرا.

Liquid Snake از زمان تولد همیشه برچسب پایینتر بودن را بهراه داشته.و همیشه در ارتش از Solid Snake عقبتر بود{شاید حتی با وجود برتری و فقط بخاطر برچسبی که در هنگام تولد داشت}.او توانست{بعد از کناره گیری Solid Snake } با ترفیع در درجه اش در FOXHOUND خیلی زود عنوان فرماندهی را در بین سالهای 2002 تا 2004 کسب کند.همراه با نیروی کوچکی از سربازانی بانام نیروهای ویژه ی نسل آینده (Next Generation Special Forces) و باقی گروه FOXHOUND او تمام خدمه اش را تحت یک شورش در تاسیسات دفع هسته ای در جزیره ی"Shadow ***es" واقع در مجمع الجزایر FOX مستقر کرد(در سال 2005).

هدف Liquid خیلی زود مشخص نشده بود.جزیره ی Shadow Moses محل ساخت Metal Gear Rex بود چیزی که خطرناکترین و از نظر سیاسی غیر قابل توجیح ترین Metal Gear که تا بحال ساخته شده بود تحت تولید دولت ایالات متحده بود.و بدست آوردن آن برایش اصلیترین برای چیز برای گروگرفتن بود.

دستورالعمل کار Rex همانند مدلهای قبلی به این شکل بود: تانک متحرک با قابلیت شلیک هسته ای.والبته مخرب تر شده بود با افزودن قابلیت غیر قابل پیش بینی اش یعنی پرتاب موشک از هر سطح صاف به هر نقطه از جهان بدون ردیابی شدن. این پروژه کاملا یک پروژه ی سری و مخفی بود.چرا که تصور همچین سلاحی خلاف قوانین امنیت بین المللی بود. خطر Rex فراتر از یک حمله ی هسته ای بود. Liquid میتوانست تعادل کلی قدرت در دنیا را با آشکار کردن دست ایالات متحده در بوجود آمدن سلاحی مثل Rex بهم بزند.

شورش Liquid و بدست گرفتن کنترل در این تاسیسات او را در شرایط مناسبی برای مطرح کردن درخواست اصلی خود قرار داد.
اما خواسته ی او بظاهر ساده می آمد: مبلغ عظیمی پول نقد بعلاوه ی بقایای جسد Big Boss.بطور خلاصه این یعنی او خوب از اصل و وجود خود باخبر بود.ایالات متحده بعد از واقعه ی Zanzibar جسد Big Boss را نگه داشته بود و به تحقیقات ژنتیکی ای که در دهه ی 70 نیمه کاره مانده بود ادامه دادند.نیروهای ویژه ی نسل آینده(Next generation Special Forces) در FOXHOUND سربازانی ژنتیکی بودند که از نظر ژنتیکی سربازان اصلاح شده ای بودند که کمی از ژنتیک Big Boss هم در آنها استفاده شده بود. و حالا با Meta Gear REX و قبایای جسد Bigg Boss وهمچنین مبلغ هنگفتی پول نقد Liquid میتوانست به رویای خود برسد:تولد دوباره ی یک Outer Heaven نهایی.


اما درباره ی Liquid .او میدانست چه و که هست. او فرانر از یک انسان که وظیفه ی سربازی به او محول شده بود چون او از روز تولد یک سرباز بود .او بعنوان یک سرباز میتوانست بصورت ناخواسته دردنیا بعنوان یک قدرت جدید و حتی باعث خلع سلاح هسته ای بین ابر قدرتها شود.او هم مثل Big Boss میدانست که و اطرافیانش افرادی بودند که در یک ملت که هیچ گونه احترام و اعتباری نداشتند.

این سرنوشت یک سرباز است وچون نمیتواند بیشتر از یک شمشیر تیز شده باشد ابزاری درطول جنگ برای آسان کردن در رسیدن به سلح. و این زمان است که دیگر این وسیله بس مصرف میماند{و افرادی مثل Big Boss و Grey Fox یا باقی ماندگان Big Boss این را قبول نمیکردند}. اگر Liquid و FOXHOUND و ارتش زنتیکی اش (Genome Soldiers) چیزی بیشتر از یک وسیله ی ذخیره شده تا هنگام جنگ نبودند پس زندگی آنها بی فایده بود این طرز تفکرشان بود. هدف آونها جنگیدن بود واگر برای آمریکا جنگی وجود نداشت Liquid میتوانست آن را بوجود آورد.

از آنجایی هم که او جاه طلب بود Metal Gear Rex میتوانست سلاحی برای اجرای افکار پلیدش باشد و در نتیجه قادر میشد خودش Outer Heaven را دوباره زنده کند. و این زمانی بود میتوانست دنیای بهم ریخته و پر هرج و مرج را با فروش سلاح Metal Gear تغذیه کند. و با توپ های سرگردانی در این میان مثل متال گیر دنیا به Outer Heaven و سربازانش را خوشامد میگفت. Liquid چیزی کم و کسر برای جانشینی Bigg Boss نداشت.


================================================== ==========
3-ب " Solid Snake " (Twin Snakes Era)

Solid Snake توسط Roy Campbell همکار و فرمانده ی قدیمی اش در FOXHOUND از مرخصی فرا خوانده شد. اینبار هم برای همچین بحرانی به او احتیاج بود. به او گفته شد که بعنوان سرکوبگر شورش FOXHOUND و رهبرش Liquid Snake و آزاد کردن گروگانهای گرفته شده در همان تاسیسات باید بعنوان یک مامور دولتی به آنجا فرستاده میشد.{در ابتدا اطلاعات کامل در مورد بحران به او داده نشده بود}.

Snake هیچنوع در مورد اینکه Liquid Snake کیست یا چیست مفهوم نشده بود.بعلاوه دولت نمیتوانست اجازه دهد تا هیچ چیز مربوط به Metal Gear اشتباها به او گفته شود.او به بهانه ی خدمت به کشورش دوباره مامور دوباره (البته با بی میلی) به Campbell پیوست.او بعنوان یک مامور انفرادی وارد جزیره شد تا با FOXHOUND مقابله کند.

Snake در مسیرش برای آزادی گروگان های باقیمانده در تاسیسات متوجه ی ماهیت اصلی این تاسیسات میشود. آشکار شدن بخشی از پروژهی مخفی و خطرناکی که در آنجا وجود داشت اورا شدیدا متحیر کرد اما او هنوز میدانست که چه ماموریتی دارد. نابودی متال گیر بار دیگر مثل گذشته به بخشی از ماموریت او تبدیل شده بود. هیچکدام از اشخاص کروگان گرفته شده نجات پیدا نکردند و ازطریق یک ویروس مصنوعی بنام FOXDIE جان باختند.Snakeهم بعد از مدتی متوجه شد که اونیز آلوده به این ویروس شده (ویروسی که بعنوان یک میکروب آلوده و مصنوعی در بعضی از اهداف میتواند باعث اشکال در عملکرد قلب شود.این مساله برای Snake غیر قابل قبول بود.اما خلاف گروگانها Snake تنها کسی بود که از این ویروس به او ایمن بود.

Snake توانست یکی پس از دیگری اعضای FOXHOUND را از سر راهش بردارد و خود را باعمق تاسیسات برساند. قبل از اینکه به خود متال گیر برسد او با یک نینجا مواجه میشود. نینجایی که چیزی نبود بغیر از روح سرگردانی از Grey Fox که بدن ضعیف او توسط تکنولوژی های FOXHOUND دوباره تقریبا زنده شده بود. او (Ninja-Grey Fox) که از هویت خود بی خبر بود درحال درگیری با موجودی بود که حالا به آن تبدیل شده بود.او در جستجوی حس یا هدفی برای زنده ماندنش سعی کرد که با Snake مبارزه کند.

با رسیدن به متال گیر Snake بالاخره با Liquid رودر رو شد.اینجا بود که Liquid تمام ماجرا از میراث مشترکشان را برای Snake روشن کرد ;پروژه ی ""Les Enfants Terribles و بوجود آمدنشان و سرنوشتی که در زندگی به آنها از ابتدا داده شد.
با گفتن این موضوع به Snake حتی Liquid خود را آماده برای پذیرش Snake درکنار خود نشان داد و گفت:" ما کسانی هستیم که برای دنیایی میجنگیم که به ما احتیاج ندارد". ولی Snake نمیخواست نقشی در ایجاد همچین آشوبی در دنیا داشته باشد.

از اینجا بود که دیگر موضوع انجام دادن ماموریت درکار نبود.خواسته ی دولت نجات گروگانها - از بین بردن تهدید و دست نخورده ماندن متال گیر بود. اما حالا گروگانها مرده بودند - Snake هم میدانست که Rex همان تهدیدی بود که حرفش بود.{در حالی که تهدید باید ازبین میرفت ولی متال گیر نه}.در مبارزه با Liquid و متال گیرش ابتدا Snake بود که غافلگیر شد ولی با کمک Grey Fox (نینجا) نجات پیدا کرد.

Grey Fox بالاخره با پیدا کردن اصل خودش قبل از اینکه صدمه ی شدیدی به Rex بزند و خودش هم کشته شود با Snake برای آخرینبار صحبت میکند. او به Snake میگوید:"اگر تنها چیزی که که من استعدادش رو داشتم جنگیدن بود حالا خوشحالم که برای چیزی جنگیدم که به آن اعتقاد داشتم". حرفها ی او و فنا کردن خودش باعث ایجاد تاثیر زیادی در سالهای پیش رو برای Snake میشود.

راه برای Snake هموارتر میشود و میتواند Rex را نابود کند حالا تک به تک در مقابل Liquid میماند.درحالی که Snake بنظر شکست خورده میامد و اسلحه ی Liquid بسمت او بود ویروس FOXDIE رویش{Liquid} فعال میشود.

در ناباوری تمام Snake آسیبی نمیبیند. ویروش FOXDIE طوری برنامه ریزی شده بودکه تمام گروگانهای عضو FOXHOUND و اعضای FOXHOUND را (احتمالا بغیر از Ocelot) تحت تاثیر خود قرار دهد. Snake هم باین ترتیب باید حامل این ویروس کنشده باشد اما برطبق نظر Naomi Hunter که حمایت کننده ی پزشکی FOXHOUND است هنوز ویروس در بدن Snake فعال نشده.اما درمورد Naomi .
Frank Jaeger(Ninja-Grey Fox) وقتی او در کودکی (در جنگ) یتیم شده بود سرپرستی اش را برعهده گرفت.Naomi بعد از مرگ او بدنبال گرفتن انتقام از قاتل او بود. او FOXDIE را طوری طراحی کرد که اثرش شامل Snake هم بشود اما بطور اتفاقی و رندوم. اما وقتی درطول ماموریت Snake متوجه ی گذشته ی او Grey Fox شد سوئ نیتش برطرف شد. او Snake را بخشید ولی برای بازگرداندن FOXDIE از بدن Snake کاری نمیتوانست بکند. این ویروس بصورت نهفته و خاموش در بدن Snake از حالا به بعد خواهد ماند و در زمانی بطور اتفاقی در زمانی دور یا نزدیک فعال خواهد شد.

ریشه های ژنتیکی درون دو برادر (Solid , Liquid) با فاش شدن این موضوع در آخر به اوج خود میرسد که Solid Snake از نظر از نظر رتبه و برتری پایینتر از Liquid Snake است با اینکه Solid Snake توانسته بود بر متال گیر و FOXHOUND چیره شود.ژن برتر Liquid به او یک برتری ذاتی داده بود. اما در انتها این مساله با مجموع تجربیات Snake و همچنین مسیری که او برای زندگی اش انتخاب کرده بود قابل قیاس نبود.اما پیروز مقابله در توانایی ذاتی و توانایی اکتسابی را میتوان در پایان Metal Gear Solid آشکار میشود.

Snake جزیره را بهمراه Hal Emmerich (مهنرس سازنده ی متال گیر Rex) {و Meryl) ترک میکند.درحالی که ذهنش پر است از اتفاقات افتاده و حرفهای لحظه ی مرگ Grey Fox. Snake بالاخره یک مسیر واضح را برای زندگی اش پیدا میکند. او برخلاف Big Boss و پیروش Liquid تصمیم گرفت زندگی اش را صرف مبارزه علیه تهدیدهای جهانی مخصوصا گسترش متال گیر کند.
اینبار نه بعنوان سرباز کشورش یا یک مزدور استخدام شده بلکه بعنوان مبارزی با اصول خاص خودش.و در نهایت او هم با قبول جمله ی:"جنگیدن ومبارزه کردن تنها کاریست که درش مهارت دارشت" تصمیم به مبارزه برای چیزی که به آن اعتقاد داشت گرفت{ ولی اعتقادی متفاوت با اعتقاد Big Boss و Liquid }.


================================================== ==========
4. Sons of Liberty Era (approx. 2006-2009)
================================================== ==========

"Sons of Liberty" یک عنوان کاملا مناسب از سری MGS برای PS2 بود. بازی که بعدها با عنوان جدید Substance برای پلتفرمهای دیگر هم منتشر شد ولی بدون هیچ تغییری در داستان {درست مثل remake MGS1 برای NGC }.

داستان این قسمت در بین سالهای 2007 تا 2009 قرار میگیرد و با پیشرفتی که در پرداختن به شخصیتها داشت توانست شکاف داستانی بعد MGS1 را پر کند.

این بخش شمال دو قسمت واقعه ی تانکر "Tanker Incident" و بعد از آن "Big Shell" که در آن شخصیت Raiden را معرفی میکند میشود.

================================================== ==========
4-الف " Solidus Snake "

در Sons Of Liberty - Solidus Snake (که در بخش Twin Snake بطور خلاصه در موردش توضیح داده شد) بالاخره سر از لانه اش بیرون می آورد. Solidus Snake همانطور که از اسمش واضح بود جزو شخصیتهای اصلی و مهم داستان بود ولی سرگذشتش مشخص نبود. پس زمینه ی گذشته ی او چندان آشکار نبود ولی انگیزه ی او چرا.

Solidus اگرچه ظاهرا پیرتر از دو برادر دیگر بود اما مطمئنا اگه همزمان نبود حتما با تفاوت زمانی کمی بدنیا آمد. او همانطور که از پیشوندش اسمش مشخص است از نظر ژنتیکی حد وسط میان دو برادر دیگر قرار داشت.او بشکل عمیقی به میهن پرستان (Patriots) وابستگی داشت . میهن پرستانی که حالا بعد از ازهم پاشیدن Philosophers بطور جدا و مستقل در آمریکا کنترل سیاست و خط مشی کشور را در دست داشتند.اینطور بنظر میرسد که او انتخاب Patriots از بین 3برادر بود از سنین پایین برای محقق کردن اهدافشان در آینده. سن او از ظواهر و اسناد موجود از خدمتش در ارتش نشان میدهد که او حدود 10سال از دوبرادر دیگر بزرگتر است.
از اینجاست که دو تئوری مطرح میشود:

تئوری اول:
Solidus یک سرباز خشونت دیده بود و در زمان شورش آفریقا {احتمالا منظور Outer Heaven است} که در اوایل ده ی 80 رخ داد حضور داشت. با این اوصاف میشود فرض کرد که او در آن زمان 20 سال سن داشت احتمالا باید به اوایل تا اواسط دهه ی 60 دقیقا قبل یا بعد از عملیات Snake Eater بدنیا می آمد. پروژه ی Les Enfants در سال 1972 اتفاق افتاد پس هیچ کودک کلون یا کپی (ژنتیکی) شده ای نمی توانست قبل از آن بدنیا بیاید {مگر اینکه تولد طبیعی داشته باشد}. آیا مشود فرض کرد که او(Solidus) فرزند طبیعی Big Boss از یک مادر ناشناس بوده باشد؟! با تصوراز اینکه Eva مامور Philosopher بود Solidus میتوانست فرزند Eva و Big Boss باشد که سرپرستی اش بر عهده ی Philosophers {یا بعدها Patriots ) بوده. اما گفته شده که Big Boss بخاطر مجاورت با مواد رادیواکتیو عقیم شده بود.

این تئوری یا نظریه یا فرضیه میتواند جالب باشد ولی نظریه ی بعدی حقیقی تر بنظر میرسد.

تئوری دوم:
هفته ی گذشته Lilac Man {؟!} دو نکته ی جالب را بیان کرد که بعضی ابهامات را روشن میکند.
اولین نکته جنگهای داخلی آزادی خواهی (Liberian Civil war) در سال 1989 روی داد.اگر Solidus در واقعه ی Les Enfants بدنیا آمده بود میبایست در آن زمان حدود 17 یا 18 سال سن داشته باشد سن میتواند بعنوان یک سرباز تقریبا منطقی بنظر آید و مخصوصا که او رهبری سربازان نوجوان کوچکتر مثل از خودش مانند Raiden را برعهده داشته. با این اوصاف این تعریف که او محصول پروژه بوده بیشتر میشود.
دومین نکته مربوط به ظاهر غیر عادی (از لحاظ سنی) او که قبلا هم گفته شد میشود. Solidus کمی سبزه تر از دو برادر دیگر بنظر میرسد. وقتی Solid Snake در MGS2 دیده میشود بنظر نمیرسد باید بعد از MGS1 اینقدر مسن میشد. از شواهد و اطلاعات و دیالوگهایی که در طول MGS2 گرفته میشود Snake {Solid} تصور میشود که کمی پیرتر از آنچه ظاهرش بنظر میرسد باشد. این احتمالا میتواند ناشی از این باشد که پروسه ی کلون وکپی کردن ژنتیکی میتواند نا شفاف باشد اما هم او وهم Liquid آنطور مسن تر نشده بودند. جمله ای که Liquid در MGS2 میگوید:" تو داری در زمان غرق میشی" {You're Drowning In Time} میتواند به این مساله ارتباط داشته باشد.

(البته اینطورهم میشود فرض کرد که با گذشت زمان Solidus کمی تیره تر شده باشد.)

*ممنون از Lilac Man {؟!} بخطر تئوری اش. فکر کنم نظریه ی من {نویسنده} جالبتر بود و میشود حس کرد که به واقعیت نزدیکتر است.

در هرصورت زندگی Solidus در اصل توسط Patriots شکل گرفته بود. او نوعی مزدور در اواخر دهه ی 90 بود که در جنگهای داخلی در" لیبری" میجنگید. حدود ده سال بعد با اسم "George Sears" وارد یک نقش مهم در عرصه ی سیاست شد. نقشی که با دریافت پست ریاست جمهوری ایالات متحده (در حین واقعه ی Shadow Moses) درسال 2005 به اوج خود رسید. نقش او بعنوان رییس جمهور فقط مجری خواسته های میهن پرستان(Patriots) بود{چون توسط آنها بود که به اینجا رسیده بود}.

درهرحال انگیزه ی او فقط اجرای دستورات نبود. Solidus از اینکه عروسک خیمه شب بازی آنها باشد فقط ناراضی نبود بلکه شدیدا از میهن پرستان متنفر بود و از سلطه گری آنها برکشور ناراضی بود.در ابتدای مواجه با Shadow Moses -Solidus قصد داشت با آشکار کردن پروژه ی متال گیر و ارتش ژنی {"Genome Soldiers"} دستهای پشت پرده ی میهن پرستان را آشکار کند و آنها را همراه خود کند. Revolver Ocelot یکی از اعضای FOXHOUND در طی آن زمان واقعه ; مامور {جاسوس} او در کنار Liquid بود و از Ocelot در طی مسیر آن واقعه برای تاثیرگذاری در ماجرا استفاده کرد.

چیز جالبی که در مورد شخصیت Ocelot وجود دارد اینست که بشکل عجیب و مرموزی صداقتش را در نقش خود حفظ میکند. یعنی برخلاف {بعنوان مثال Solidus} همیشه فرمانبری اش را از میهن پرستان حفظ کرده که این ویژگی را تنها او دارد.

بعد از آشکار شدن بعضی مسائل Shadow Moses تبدیل به یک رسوایی بین المللی شد. قصد Solidus در آشکار کردن دست پنهان میهن پرستان{بعنوان دلیل اصلی رسوایی} شکست خورد نقش مدیریتی او بتنهایی مقصر این واقعه{ پروژه ی Rex و شورش FOXHOUND} محسوب شد."George Sears" {Solidus} خلع سمت شد و میهن پرستان که غضبناک ازحیله ی او تصمیم گرفتن که او را برای همیشه ساکت کنند. اینجا بود که Solidus بدون معطلی خودش را مخفی کرد و تا چند سال در خفا ماند.

جایی که Solidus در آنجا مخفی شده بود مشخص نبود.گفتن این نکته هم لازم است که در طول این مدت {در خفا بودن} که بین وقایع Twin Snake{همان Shadow Moses} تا Sons Of Liberty او بدون آگاهی از اینکه Ocelot جاسوس میهن پرستان است همراه او بود. اما دانستن این مساله شک را به این سمت میبرد که Ocelot یا میهن پرستان یا هردو قصد در مخفی نگه داشتن Solidus داشتند نه چیز دیگری. چون Solidus بخاطر میهن پرستان بود که خود را مخفی کرده بود.

در حوالی سال 2007 Solidus دوباره تلاش جدیدش را برای مقابله با میهن پرستان {Patriots} طرح ریزی کرد. با دریافت نیروهای کمکی جدیدی از یک گروه منحل شده ی نیروی دریایی بانام "Dead Cell" (گروهی که بنوعی منتاژ شده ی FOXHOUND برای نیروی دریایی بود با قابلیت های پایینتر) بهمراه گروه کوچکی از مزدوران روسی {Colonel Gurlokovic} گروه تشکیل شده را "فرزندان آزادی"{Sons Of Liberty} نامگذاری کرد و در اولین قدم از مسیرش توانست کنترل کامل یک پالایشگاه تصویه ی آب از مواد نفتی که در میان دریا احداث شده بود را در دست بگیرد.

مکانی با اسم "صدف بزرگ"( "Big Shell" ) که هدف از احداثش جداسازی مواد سمی وارد شده به آب از درگاه ورودی رودخانه ی "Hudson" که دوسال قبل اتفاق افتاده بود {اشاره به واقعه ی Tanker). واقعه ای که در حقیقت برای گل آلود کردن اوضاع {نوعی باصطلاح Smokescreen }بود تا بتواند خواسته و نقشه ی طراحی شده ی میهن پرستان را بدون جلب توجه اجرا کنند. یک دژ متحرک و بی سابقه از نظر اندازه و نیرو{کمی و کیفی} بانام :"Arsenal Gear".{Solidus بی خبر بود که با کمک Ocelot درحال اجرای نقشه ی یهن پرستان است}. او فکر میکرد که اینکارش علیه میهن پرستان است.

Solidus بهمراه Sons Of Liberty {گروه فرزندان آزادی}قصد داشت توسط Arsenal Gear نیویورک را {که در نزدیکی ردوخاه ی هادسن بود}با پرتاب یک بمب هسته ای در فراز آسمان شهر{از یک سر تا یک تا سر دیگر شهر} باعث ایجاد گرد و غبار هسته ای الکترومغناطیسی شود و بتواند تجارت و ارتباطات از طریق این شهر اصلی و مهم را از کار بیاندازد و بدین ترتیب بتواند مستقیم ترین دخالت میهن پرستان در امور کشور یعنی امور اقتصادی را {با این اتفاق} دچار مشکل کند. در نتیجه ی این آشوب او میتوانست از طریق قدرت Arsenal Gear (و نابودی میهن پرستان) دوباره به اوج قدرت باز گردد.

Solidus از نظر مشخصاتی واقعا یک میهن پرست بود یا بنوعی آن روی سیاه The Boss. هدف نهایی او کوتاه کردن نقش میهن پرستان(Patriots) و بازگرداندن کشورش آمریکا به نقطه ی اوجش بود. دموکراسی و حاکمیت مردم پسند و خارج کردن کشور از زیر تمام نقاب هایی که توسط میهن پرستان عامل آن بودند. Solidus همه ی عمرش یک مهره ی میهن پرستان بود اما جایی از مسیر بود که او مواجه با این مساله شد که فشاری که بر روی اوست {در سمتش} بیشتر از حدی است که تصور میکرد.

Solidus خواستار در دست گرفتن اختیار دنیا یا هرچیزی که ناشی از خودبزرگ بینی باشد نبود.او قصد ایجاد Outer Heaven جدید را نداشت یا حتی دنبال کردن جای پای Big Boss{ کاری که Liquid قصد داشت}. این حس دلسوزی او برای میهنش بود که میخواست کشورش را از بند Patriots آزاد کند. خسارات و صدمات فردی برای او مهم نبود زیراکه در واقعه ی Sons Of Liberty تعداد زیادی انسان از بین رفتند. زیرا او دلسوزی های بلند مدت (برای اهداف بزرگ) را به دلسوزی برای مرگ یک انسان ترجیح میداد.او برای آزادی کشورش تمام این نابودی ها را لازم میدانست. او از اینکه سگ دستی میهن پرستان بود احساس کینه نمیکرد اما میخواست قدرت آنها را کاملا بردارد. این تنها آرزوی او بود.

Solidus یک انسان شرور{صفتی که قبلا به Liquid دادیم} نبود ولی این خواسته ی او (بهمراه وجود خشنش) باعث ایجاد احساس بیرحمی در او شده بود. او تنها شخصیتی بود که تا اینجای کار یکه و تنها علیه Patriots ایستاده. هدفی بزرگی که درعین خطرناکی هدفشریف و قابل احترامی بود.

اگر چه که در تمام این مدت میهن پرستان ازطریق Ocelot از تمام طرحها و نقشه های او باخبر بودند اما به او کاری نداشتند. آنها هنوز داشتند از او بعنوان وسیله شان(ایندفعه حتی موثرتر) استفاده میکردند اما اینبار بدون اینکه Solidus هیچ خبری گونه داشته باشد.
بطوری که اینبار هم نقشه های Patriots بود که به اسم Solidus اجرا میشد.


================================================== ==========
4-ب " Raiden "

بعنوان یک فرد با ظاهری زنانه و سرگذشتی مبهم و شاید رنج دیده میشود در نگاه اول Raiden بعنوان شخصیتی انتقاد آمیز در طول داستان سری متال گیر دیده میشود.

Raiden روی هم رفته در هنگام ورودش به داستان بعنوان یک شخصیت بی تجربه یا باصطلاح"Green" شناخته میشود که تمام تجربه و مهارتش را از طریق تمرینات در محیطهای مجازی و شبیه سازی شده کسب کرده و تقریبا هیچ نوع تجربه ای در شرایط و موقعیتهای واقعی ندارد{البته بغیر از زمان نوجوانی و حضورش درCivil War}. او با جنگ و مبارزه توسط یک نوع بازی کامپیوتری ذهنی مواجه شده بود و این باعث شده بود که همیشه سعی در تفکیک چیزی که بعنوان مبارزه ی تمرینی بود با نوعی شستشوی مغزی الکترونیکی داشت. این مساله باعث شده بود که او اطمینان کاملی به آموخته هایش نداشته باشد.

همانطور که تکنولوژی به جلو میرود توانایی دادن برنامه به سربازان بجای آموزش دادن به آنها رایج تر میشود. با پیشرفت این روش برخلاف تمرین های فیزیکی برنامه نویسی های مجازی میتواند باعث اصلاح توانایی ها حتی در ذهن آنها شود. یعنی بجای اینکه چگونگی در ابتدا فقط دست گرفتن یک تفنگ آموزش داده شود میتواند آموزش کاملی از تمام عوامل لازم مانند رها شدن از ترس یا رحم و دلسوزی در جنگ و موارد دیگر (عوامل لازم برای یک سرباز جنگی) داداه میشود.اینجاست که دوباره فاصله ی بین یک باصطلاح شستشوی مغزی و تمرین مطرح میشود. این مشکلی است که احتمالا با ترقی و پیشرفت در این زمینه قابل حل است.

Raiden در اکثر داستان نقش مهمی را نمیتواند ایفا کند چون برنامه گرفته شدس نه باتجربه. این خصوصیتی است که در جای دیگری از داستان سری متال گیر دیده نمیشود. این درظاهر نبود عمق در شخصیتش خواه و ناخواه باعث انتقال یکنوع نبود اطمینان بازیکننده به شخصیت میشود که تصور شود خود او (Raiden) بازیگر یک بازی کامپیوتری بنظر میآید و چیزی برای عرضه در یک موقعیت واقعی(که بازیکننده در حال انجام است) ندارد.

{اما کمی بیشتر در مورد شخصیت جدید واحتمالا شک آور Raiden}:
در این نقطه است که Solid Snake بعنوان یک شخصیت منفی در این قسمت از داستان قرار دارد و چون Raiden یک شخصیت پاک و مثبت است ما باید نقش او را در بازی ایفا کنیم. اگر قرار بود دوباره نقش Solid Snake را بازی کنیم داستان متلاشی{غیر منطقی} میشد.از اینجاست که داستان بازی برای اولین بار تبدیل به نوعی تجربه ی متقابل بین این دوشخصیت میشود. Snake در شخصیتش کمتر قابل بازی میشود و درعوض بیشتر در داستان نقش پیدا میکند{بدون اینکه ما او را ببینیم یا همراه او باشیم}.که اینکار باعث پایین آمدن ارزش نقش Raiden در بازی میشود.Snake حالا کمتر سعی در شراکت و همراهی در داستان دارد بلکه بیشتر ناظر است. اما در آخر نبودن یک هویت مشخص{و نیاز به کشف کردن آن} و وجود نوعی ویژگی های احساسی در او{احتمالا رابطه اش با Rose} به گیم پلی و تجربه بازی کمک میکند. حالاکه ما نقش Raiden را در بازی داریم و بنوعی ما Raiden هستیم باید خودمان را بهرصورت همراه او کنیم.

هویت اصلی Raiden شامل نکات مهمی است که به داستان هم ربط پیدا میکند. او دراواسط دهه ی 80 بعنوان یک سرباز نوجوان تحت رهبری Solidus دریک جنگ داخلی(Civil War) میجنگید. بصورتی بعد از خاتمه ی جنگ Raiden {که بی پناه و یتیم بود} توانست در آمریکا برای خود یک زندگی جدید بسازد. برخلاف شرارت و خشونتی که او در سنین پایین حین جنگ دیده بود سعی کرد تا زندگی اش را از آن روزها جدا کند تا بتواند یک زندگی عادی را برای خودش داشته باشد.

او همیشه توسط میهن پرستان تحت نظر بوده .میهن پرستان از طریق Solidus او را از زمان جنگ داخلی زیر نظر داشتند.تلاش او برای داشتن یک زندگی ساده خیلی زود بی ثمر ماند ( بعد از واقعه ی ShadowMoses). میهن پرستان او را بعنوان یک نوآموز انتخاب کردند تا بتوانند از او بعنوان مهره ی خود در FOXHOUND ای که حالا نوسازی شده بود استفاده کند. Raiden با دیدن این موقعیت{احتمالا ورود به FOXHOUND} تمرینات گسترده ی خود را برای ماهها شدیدتر کرد.

او درطی تمریناتش(VR) {مجازی) زیاد ذهنش را معطوف به مسائل غیر شخصی کارش نمیکرد. او همیشه دستورات را بصورت بی سیم دریافت میکرد و وسایل و ابزار کارش را از طریق رابط دریافت میکرد. همکار او هم چیزی بیشتر از یک صدا نبود.
در سال 2009 او{که نام اصلی اش اوهم Jack بود!} رسما بعنوان مامور FOXHOUND انتخاب شد. Jack بالاخره در زمان Big Shell بود که برای مقابله با این بحران بعنوان یک مامور FOXHOUND فرستاده شد.ماموریت او از خنثی کردن {تهدید} Sons Of Liberty و بازپس گیری گروگانهای حبث شده در آن تاسیسات بود.گروگانهایی که حتی اینبار شامل رئیس جمهور وقت آمریکا هم میشد.

لازم به ذکر دوباره است که وجود Raiden مدیون جنبه های مختلف از تکنولوژی پیشرفته ی ارتش است. او بدون هیچ گونه هویت است و بدون بعضی ضروریت ها یا ادراک لازمه ی انسان مثل ترس یا اخلاص و فداکاری{احساساتی که توسط تمرینات مجازی و برنامه ها از او گرفته شده بود}. اما او شغل و وظیفه اش را{درطول داستان} بسادگی; ملایمت و به موثرترین شکل ممکن انجام میدهد.

درحالی که خود Metal Gear بعنوان یک قسمت اصلی داستان ; بنظر میرسد "ارتباط گمشده" بین قدرت توپخانه ای دور برد و متحرکی انسان پیاده نظام باشد خود Raiden میتواند تجسم آن "ارتباط گمشده" باشد.موجودی دورگه ای از هوش و درک انسانی و دقت مکانیکی.{ برای درکش باید یکم زور زد!}. او یک انسان برنامه داده شده است مثل یک ماشین. او در واقعیت یکنوع از موازنه از انسانی روباتی با یک قلب انسانی است{!}

Raiden وقتی او با Solidus و سرگذشت خود مواجه میشود یک شخصیت صاحب امتیاز بحساب میاید. تجربه ی واقعی و کودکی بیمارگونش با فهمیدن مقداری از هویتش{بعنوان مثال پدر و مادرش که بدست Solidus کشته شدند} باعث میشود که کمی از به شخصیت بی روح و هویت او روح دمیده شود.این است که در انتها یک انگیزه ی شخصی برای خود پیدا میکند و تصمیم میگیرد که Splidus را نابود کند.

انگیزه ای که در ابتدای کارش باین صورت نبود و او فقط انگیزه اش اجرای دستور بود ولی حالا فراتر از وظیفه اش رفته بود.وظیفه ای که بدون اخلاص بود :از بین بردن Solidus و Dead Cell. او بشدت به وظیفه ی محول شده اش چسبیده بود و همانطور که همراهان او در این وظیفه میدانستند درمورد مشکل او درباره ی هویتش سعی در کمک به او کردند. احساس به اتمام رساندن وظیفه ی او میتوند باعث بازگرداندن هویت شخصی او شود و میتواند بعنوان یک نیروی بجلو برنده ی به او در موفقیتش کمک کند.

در انتهای داستان Raiden بشکلی به خود آگاهی رسیده بود.او توانسته بود Soldus و Sons of Liberty اش{Dead Cell} را شکست دهد. او همچنین از حیله ای که گرفتارش شده بود باخبر شد. او بالاخره کارش را رها میکند تا بدنبال زندگی و هویت جدید خودش برود البته بدون فراموش کردن گذشته اش.

و در آخر است که فاش سازی نهایی نمایان میشود. اینکه تمام سناریو از Solidus تا Raiden توسط Patriots طرح ریزی شده بود. کل واقعه ی Big Shell بدقت بموازات Shadow Moses (وحتی پیش نیازهای این اتفاقات) با نام طرح "S3" برنامه ریزی شده بود.

نقشه ی S3 مفهومی بود از ترکیب تمرینات مجازی و واقعی ای که کاملا منظم طرح ریزی شده بود و میتوانست هر سرباز یا ماموری را تبدیل به یک قهرمان بزرگ کند(همانطور که Solid Snake شده بود). و تنها عاملی که کل سناریو را از تکمیل کامل باز میداشت وجود Solid Snake بود.


================================================== ==========
4-پ " Solid Snake " (Sons of Liberty Era)
================================================== ==========

{ادامه ی Solid Snake بعد از Twin Snake Era)
وقتی به واقعه ی Moses Shadow بیشتر توجه کنیم ; این حرکت George Sears (Solidus) بود که باعث شد حوادث برای همه آشکار شود. تاسیسات دفع هسته ای ; ارتش ژنی و وجود Metal Gear Rex همه برای افکار عمومی آشکار شد. اما بزرگترین آشکار سازی مربوط به معلوم شدن شخصی بود که باعث این افشاگری ها بود.

میهن پرستان(patriots) نمی خواستند که قضایای پشت Shadow Moses آشکار شود. عامل این افشاگری ها نیز Solid Snake بود. میهن پرستان هیچ گونه تمایلی به قهرمانی که ساخته ی خودشان نباشد نداشتند. آنها قهرمانی میخواستند که ساخته و کنترل شده بدست خودشان باشد این بود که طرح S3 بوجود آمد.

نقشه ی S3 باصطلاح یک "شبیه ساز Solid Snake" بود که باید یک سرباز یا مامور تاثیر پذیر از طریق تمرینات مجازی(VR) از پتانسیلش استفاده میشد سپس سناریویی مشابه شرایط و موقعیت Shadow Moses ایجاد میشود که باعث ایجاد تهدید شود سپس زمان آن شخصیت {Raiden} را وارد ماجرا میکردند. حالا میهن پرستان با داشتن مهره در هر دو جناح {Solidus , Raiden} و بازی دادن آنها موفقیت خود را تضمین شده میبیند{عجب بی شرفین این Patriots!!}.

همانطور که گفته شد کل طرح S3 برای بوجود آوردن یک Solid Snake جدید بود{کسی که بعد از Shadow Moses تبدیل به یک قهرمان ملی شده بود}.کسی با این تغییر که کنترل شونده ی Patriots باشد. تمام جزییات سر جایش بود و همه چیز آماده ی شروع طرح {S3} بود ولی فقط باید یک مزاحم از سر راه برداشته میشد یعنی Solid Snake واقعی.

Solid Snake و Hal "Otacon" Emmerich بسرعت بعد از Shadow Moses خودشان را از دیدها پنهان کردند. هردوی آنها دلیل خاص خودشان را برای مبارزه داشتند ولی خواسته شان یکی بود: ریشه کن کردن متال گیر و تکنولوژی ساختش بخاطر آسایش بشریت. تکثیر و توسعه ی سلاحی به اسم Metal Gear میتوانست تهدیدی برای تمام کشورها باشد. Snake و Otacon شروع به یکسری فعالیت های انفرادی{دونفره} کردند برای نابودی هرنوع متال گیری در سراسر دنیا {در سازمان خصوصیشان بانام {Philanthropy - تکنولوژی و الگو و طرح اصلی ساخت Rex از Shadow Moses البته توسط Revolver Ocelot ربوده شد. بعد از 2 سال از آن واقعه حدود دوجین از مشتقات Rex درتمام دنیا وجود داشت.

عمل مخرب Snake وOtacon {در واقعه ی Tanker} باعث شد که به آنها برچسب تروریستهای بین المللی زده شود. برچسبی که باعث آن میهن پرستان بودند تا بتوانند چهره ی Snake را منفی جلوه دهند.

متال گیر تبدیل به یک تهدید جهانی شده بود. دولت ایالات متحده مخصوصا نیروی دریایی اوضاع را برای در دست گرفتن دوباره ی این پروژه ی دولتی (Metal Gear) آماده دید.بعد از مدتی پروژه ی جدید متال گیر (توسط نیروی دریای) بانام "Ray" بثمر رسید.
متال گیری که اینبار دراصل یک ضد متال گیر(Anti-Metal Gear) بود نه مثل مدلهای قبلی که قابلیت های هسته ای داشتند اما قابلیتهای موثر و جدیدی داشت مثل نابودی انواع متال گیر ها مخصوصا مدل Rex یا توانایی مانور و نابودگری هم در آب و هم در خاک. Ray دیگر تهدید هسته ای راکه Rex داشت را نداشت اما هنوز هم باعث احساس خطر برای Snake و Otacon بود.
خبر ساخت همچین متال گیری بگوش ایندو رسید و Snake اینبار {شخصا} تصمیم گرفت تا برای فاش کردن دوباره ی این متال گیر برای افکار عمومی به یک شناور حامل متال گیر نفوذ و مدارک و شواهدی(بصورت عکسبرداری} از وجودش را بدست آورد.

Ray در داخل یک بظاهر کشتی حمل نفت قرار داشت که در مسیر رودخانه ی Hudson در حرکت بود. Snake خود را به داخل کشتی میرساند و موفق میشود تا مدارک مورد نیاز را بدست بیاورد اما قبل از خروجش یک اتفاق غیر منتظره رخ داد. یک گروه مزدوران به رهبری Ocelot توانستند کنترل کشتی را دردست بگیرند. Ocelot وارد کشتی شد و تمام راههای خروجی را ازبین برد.
او با منفجر کردن کشتی همراهانش و تمام خدمه ی نیروی دریایی کشتی را در دهانه ی رود هادسن به اعماق آب فرستاد و خودش هم بوسیله ی متال گیر Ray خودش را از معرکه خارج کرد.

Snake توانست خود را نجات دهد ولی درهرحال از اینجا بود که طرح {S3} میهن پرستان براه افتاد.
عکسهایی از وجود جای پای Snake در آن کشتی(تانکر) برای عموم نمایان شد. مطبوعات و رسانه ها درتمام جهان هم آنرا به اطلاع همه رساندند که در یک اقدام تروریستی Solid Snake باعث غرق شدن یک تانکر حامل نفت در نزدیکی تنگه ی رود هادسن شد. حالا Snake و Otacon تحت فشار شدیدی قرار داشتند و مجبور شدند در خفا بمانند چراکه حالا مجرمان بین المللی بحساب می آیند.

Otacon و Snake برای بدست آوردن دوباره ی امنیتشان از Shadow Moses توانستد جسد Liquid را پیدا کنند . سپس اینطور وانمود کردند که این جسد ;جسد Snake است که بعد از واقعه ی تانکر پیدا شده. حرف آنها پس از شناسایی هویتی و ژنتیکی تایید شد{Liquid ,Solid کپی ژنتیکی بودند}.و باین ترتیب Solid Snake رسما مرده بود و اینطور گزارش شد که او در واقعه ی تانکر جان باخته بود.

زنده یا مرده Snake بدنام شده بود و از نظر سیاسی خنثی و بی ارزش شده بود و این همان چیزی بود که میهن پرستان میخواستند.او دیگر برایشان یک خطر آشکار نبود.حالا آنها آزاد برای پیش بردن طرح S3 شان بودند. ساخت Arsenal Gear بطور پنهان در اعماق آبهای تنگه ی ورودی رود هادسون شروع شد درحالی که Big Shell {تاسیساتی که بعد واقعه به بهانه ی تصویه ی آب از مواد نفتی خارج شده ازتانکر ایجاد شدند} هم برروی آن ساخته شده بود.البته که آنجا {Big Shell} بهیچ وجه مکان تصویه ی آب نبود و نوعی پوشش و پوسته ی محافظ بود.Big Shell بسرعت تبدیل شد به نمادی از خیراندیشی دولت بعنوان نشانه ای از مسئولیت پذیری در قبال محیط زیست و بنوعی میراثی از بدنامی و پیشامد عمل Snake. در این زمان بود که Snake و Otacon از وجود میهن پرستان و همچنین اهداف و خواسته هایشان از Big Shell باخبر شدند.

طرح S3 در حدود سال 2009 بود که شروع شد. Raiden در لباس یک مامور FOXHOUND وارد Big Shell میشود تا رئیس جمهور را نجات و Sons of Liberty را متلاشی کند. درهمین زمان بود که از طریق یک خبر رسان از اوضاع آگاه شدند و همزمان با Raiden به Big Shell نفوذ کردند. Snake بعد از خروج از خفا خود را بعنوان یکی از اکیپ نیروی دریایی جا زد. در همانجا بود که برای اولینبار Raiden را دید.آندو شروع جمع کردن اطلاعات از هدف و نقشه ی Solidus کردند بعلاوه درباره ارتباط میهن پرستان با این اوضاع بوجود آمده.

{کمی در مورد شخصیت Snake در این قسمت داستان}:
حضور Snake در داستان Sons of Liberty بعنوان یک قهرمان اسطوره ای است. حضوری که درابتدا باعث تهدید او به حقانیتش بعد از Shadow Moses میشود. او یک شخصیت قابل بازی نیست چراکه او دیگر یک انسان عادی نیست. Snake حالا یک استاد است و یک شخصیت ممتاز دارد. او همزمان بنوعی تداعی و یادآوری از داداستانهای گذشته است.او Raiden را درطول مسیرش بعنوان یک رفیق نچندان دلسوز راهنمایی میکند. Snake بیشتر از او درمورد اتفاقاتی که می افتد میداند و همچنین از او باتجربه تر است و اورا در برخی موارد بشکل مفیدی متوجه امور میکند. این است که وجود Snake بعنوان شخصیت قابل بازی در طول داستان اصلی نمیتواند جالب باشد.

داستان Sons of Liberty درباره ی آینده ی تنکولوژی برای ارتش و همچنین قهرمانانی است چنانچه ما آنها را میشناسیم. Solid Snake در Sons of Liberty نقش یک قهرمان بازگشته که میخواهد یک تنه پته ی همه را بر آب کند را بازی نمیکند.او نقش راهنمای Raiden برای آشکار کردن فتنه ی میهن پرستان را بازی میکند.

جدا از Sons of Liberty و حتی فراتر از آن Snake همیشه هدف خود که مبارزه مثبت است را دنبال میکند. وقتی Raden میتواند Solidus را شکست دهد Snake شروع به تعقیب Ocelot میکند{در آخرین سکانسهای MGS2 وقتی بدنبال Ocelot و Ray بسمت آب میپرد} نبردش را علیه میهن پرستان شروع میکند.حالا Arsenal Gear از بین رفته وحالا دشمن او میهن پرستان (Patriots) است.

احتمالا یکی از انگیزه های Snake برای مبارزه با میهن پرستان(بعد از عامل دشمنی خود میهن پرستان با او) را میتوان انگیزه ی او برای مبارزه ; بنفع نسلهای آینده باشد. اگرچه که داستانی که او برای Raiden میگوید که وظیفه ی او نسبت به خودش و حتی نسبت به "دنیا" هم نیست بلکه برای آینده است :"ما باید مشعل را روشن نگه داریم تا بچه هایمان بتوانند تاریخ غمبار و تودرتوی ما را با روشنایی اش بخوانند"{جمله ی Snake}.یا هنگامی که Otacon میگوید:"ما نسبت به نسلهای آیندمان به به این دنیا می آیند مسئولیم تا مسیرهای اشتباهی را که رفته ایم را برایشان آشکار نگه داریم". به این دلیل است که بدون شک بنظر میرسد Snake هم برای پایان حکمرانی میهن پرستان برای آسایش و آزادی مردمش و آیندگانش مصمم است.

Snake احتمالا در این نقطه جای پای Solidus را دنبال میکند همانطور که هدف او نیز اینبود که روزی بتواند آمریکا را از زیر سایه ی های خودکامگی{دیکتاتوری} میهن پرستان جدا سازد. حالا سوال اینجاست که آیا تفتوتی بین متدهای ایندو وجود دارد؟
Solidus آزادی را برای کشورش میخواست همانطور که Snake میخواست. Solidus در مسیرش هیچگونه ابا و ترسی از قربانی شدن افراد برای رسیدن او به خواسته اش نداشت. تفاوت او با Snake در این نکته است. اما آیا این برتری Snake میتوند تا انتهای راهش تداوم یابد یا اوهم تبدیل به یک Solidus دیگر خواهد شد؟ شاید حتی برای پیشی گرفتن از Big Boss؟

Hideo Kojima دریکی از تریلرهای Snake Eater گفته بود:" تنها Snake است که یک قهرمان واقعیست."! این حرکت تعنه آمیز {در تریلری از بازی ای که Solid Snake درآن حضور ندارد} ثابت میکند که تنها شخصیت لایق لقب "قهرمان واقعی" Solid Snake است. The Boss داستان مجموعه را بعنوان یک قربانی میهن پرستان شروع میکند ;قهرمانی برای کشورش که "وفاداری اش را تا پایان حفظ میکند".Naked Snake {Big Boss} بعنوان یک قهرمان ; قهرمان شدنش را مدیون فداشدن The Boss میبیند. او میدانست که پیروزی اش در حقیقت یک شکست بود و با دیدن از خودگذشتگی هایی که دراطرافش رخ داده بود احساس سرخودگی میکرد. این سرخوردگی باعث شد که او تبدیل به یک Big Boss شرور شود. همانطوری که Liquid سرخورده از مبارزه برای کشورش تصمیم به مبارزه برای ایجاد دنیایی برای سربازانی مثل خودش گرفت.یعنی همان رویای نیمه کاره ی Big Boss .

Solidus اما قدم در مسیر متفاوتی گذاشته بود. اوهنوز حس میهن پرستی به کشورش را حفظ کرده بود. او بخاطر عشقش به وطنش آمریکا میخواست آنرا از یوق و ستم میهن پرستان رها کند. تلفیق او از فیلسوفها (Philosophers) بعنوان ترکیبی از The Boss و Big Boss بود.همانطورهم "وفاداری تا انتها" ای که The Boss از آن صحبت میکرد برای میهن پرستان نبود بلکه برای کشور بود.

با این تفاوت است که نقش اصلی Big Boss در کل داستان مشخص میشود. Naked Snake یک شخصیت اصلی و در ابتدا مثبت است ولی وقتی تبدیل به Big Boss میشود است که نوعی "آنسوی تاریک" شخصیتش درکل داستان باقی میماند.

Liquid Snake هم همان مسیر را میرود کسی که {فکر میکند} از روز تولدش به او خیانت شده .او را بعنوان یک سرباز وارد این دنیا کردند ولی حالا دنیا او را {آنچنان که او میخواهد} نمیپذیرد و این باعث میشود اوهم بنوبه ی خودش به یک Big Boss تبدیل شود.
تقریبا همچین مسیری برای Solidus اتفاق می افتد کسی که قصد کوتاهی دست Patriots از کشور داشت. هردوی آنها {Liquid , Solidus} با غرور خود را "فرزندان آزادی" میخواندند و علاوه برآن خود را وراث او {Big Boss} میدانستند بدون اطلاع از الگویی که Big Bossبرای خود داشت داشته باشند.

کل این نوشته برای این است که از طرفداران پرپاقرص تجربه ی ناب مخفی کاری لذت ببرید وامیدوارم شما هم ازمایش کرده این بازی را و امتحان کنید   -metal gear solid 

alborz.n


نظرسنجی

  • به نظر شما چه بازیه مبارزه ای در طول تاریخ بهتر ظاهر شده است؟


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

خاطرات کودکی و تجسمات فعلی یک فلسفی ی جالب و پرمعناست و قصد توهین و اخراج ندارد.. مطالب با استفاده از منبع ان موضوع بلامانع است.(c)