در طی چند سال اخیر بازی ای به این سرگرم کننده گی بازی نکرده بودم! همه چیز عالی کارشده بود.
گرافیک بازی خیلی زیبا بود ، ( GOO) های ( خود بازی این goo ها رو توپ نامبرده ولی بیشتر شبیه قطره های نفت ، آب ، مرارید ، روغن و این جور چیزا هستن !! ) سرگرم کننده با صداهای زیبایی که گهگاهی ایجاد میکردند آدم رو تا آخر بازی سرجاش میخکوب میکنه.
فیزیک بازی هم کاملاً دقیق و حساب شده طراحی شده بود. گاهی میشد حرکت بعدی و محل قرار دادن توپ بعدی رو بدون اینکه به شبکه توپهایی که ایجاد کردید با توجه به فیزیک بازی پیش بینی کنید که مبادا این شبکه و ساختمان شما فرو بریزه و البته این اتفاق هم نمی افته و گاهی هم با تمام محاسباتی که انجام میدید یه اتفاق دیگه میافته و همه چیز در هم میریزه. مراحل بازی هم خیلی تنوع داشتن ، با استفاده از تعداد انگشت شماری از توپ ها و برخی از مواد و ابزارهای دیگه بازی این بازی شما رو درون خودش غرق میکنه - من خودم نشستم پای بازی به مدت 5 ساعت مداوم تا جایی که دیگه مامان با جارو افتاد دنبالم ! من کل بازی رو در 8 ساعت و 30 دقیقه به اتمام رسوندم.
صداگذاری بازی هم کاملاً با جو بازی هم خوانی داره از آهنگ های بازی گرفته تا صدای بادبادک ها ، توپ ها، سنگ ها، آب ، آتش و خیلی از چیزای دیگه. برخی از تراک های موسیقی واقعاً دلنشین بودن ( مرحله ای که باید یکی از توپ خوشگله ها ! رو از روی سیم برق رد میکردم به اون طرف خیلی به یاد ماندنی بود ، خودم 5 بار اون مرحله رو بازی کردم !!! موسیقی غم بار اون مرحله با قیافه مظلوم توپ بزرگ قرمز که انگار از ترس اینکه زیر اون بارون وحشتناک روی سیم های برقی که هر لحظه امکان جرقه زدن داشتن یه حس کمک و توپ دوستی رو به انسان میداد! )
برای انجام بازی باید یه مقدار کمی از فسفرهای مغزتون رو بسوزونید و فکر کنید.
من به همه اعضای این سایت توصیه میکنم این بازی فوق العاده رو از دست ندین. حجمش یه مقداری زیاد هست برای کسانی که دایل آپ دارن ولی ارزشش رو داره.
سیستم چندان قدرتمندی هم نمیخواد ، یعنی در واقع باید گفت اصلاً سیستم قدرتمندی نمیخواد - سیستم من بین اعضای سایت ضعیفترین سیستم هستش ولی بازی رو به راحتی اجرا کرد.
بنده هم رکوردی رو ثبت نکردم و فقط به صورت آفلاین بازی رو به اتمام رسوندم
بازی world of goo با اون goo های بامزه ای که داره میتونه ساعات خوشی رو برای دوستان رغم بزنه. امیدوارم کسانی که بازی کردن با من هم عقیده باشن.

 

 

 

 

 

 

ئناً آرزوی هر سازنده‌ای(چه کوچک، چه بزرگ) خلق محصولیست که در یاد و خاطره‌ها باقی بماند. Kyle Gabler(کارمند سابق EA) با ساخت اولین بازی رسمی خود، خیلی زود به این آرزو دست یافت. البته شاید کمی بی انصافی باشد که عناوینی مانند Tower of Goo و Super Tummy Bubble را کوچک برشمریم. به هر حال Kyle با ساخت چنین پروژه‌هایی که با نام "بازی‌های مستقل" شناخته می‌شوند، تجربیات لازمه را برای شروع کاری جدی کسب کرد. این طراح خلاق همراه با Ron Carmel(برنامه نویس بازی که وی هم پیش از این در شرکت EA فعالیت داشت) استودیویی با نام 2D Boy تشکیل دادند و بدون صرف هزینه‌های هنگفت، شاهکاری را به وجود آورند که ارزشی فراتر از پروژه‌های بزرگی همچون ساخته‌های Maxis دارد!

همه‌ی ما می‌دانیم که در یک بازی Puzzle نباید دنبال داستان بود؛ ولی World of Goo حتی Cut Scene هم دارد. در کمتر بازی‌ای کاراکتر‌ها و طراحی محیط با گیمر ارتباط احساسی برقرار می‌کنند. این چیزیست که در World of Goo شاهدش هستیم. Gooهای بامزه‌ای که خود نمی‌دانند چه هدفی را دنبال می‌کنند، تنها در تلاش برای جابجایی از محلی به محل دیگر هستند. در این سفر شما نیز باید با آن‌ها همراه شوید و در چندین فصل از سال که Chapterهای بازی را تشکیل می‌دهند، هدفی مبهم را دنبال کنید.

World of Goo
متفاوت از دیگر بازی‌های مبتنی بر فیزیک است. در کل، کنترل بازی با یک کلید انجام می‌شود. با دکمه‌ی چپ Mouse می‌توانید Gooها را بگیرید و با اتصال این توپ‌ها کنار هم، به اصطلاح برجی شبکه مانند را تشکیل دهید. در هر مرحله‌ی بازی، معمایی نهفته است و گیمر با چالشی جدید روبرو می‌شود. محوریت اصلی گیم پلی این بازی، اتصال انواع مختلفی از Gooها برای انتقال تعدادی از آن‌ها به یک لوله است.

البته همان طور که عرض کردم اکثریت مراحل به این شکل دنبال می‌شود و در طول بازی(به عنوان مثال مرحله‌ی پایانی هر Chapter) باید منتظر سورپرایزهایی باشید. مهمترین ویژگی بازی، آموزش نکات مختلف به صورت غیر مستقیم است. دیگر بازی‌های ژانر Puzzle معمولاً شامل توضیحاتی همراه با تصاویر راهنما هستند که مخاطب را کمک می‌کنند. در مراحل World of Goo تابلوهایی وجود دارد که با کلیک بر روی آن‌ها راهنمایی‌های غیر مستقیمی را می‌توان مشاهده کرد. انتخاب جملاتی طنز آمیز، شیوه‌ای جالب برای انتقال پیام‌ها به بازی‌کننده است.



اولین فصل بازی تابستان است که طبیعتاً مراحل ساده‌ای را شامل می‌شود. پس از آن فصل‌های پاییز و زمستان Unlock می‌شوند که معماهای نسبتاً خوبی را دارا می‌باشند. پس از زمستان، Chapter جدیدی با عنوان Meanwhile باز می‌شود که کاملاً متفاوت از دیگر قسمت‌هاست. حالت بصری و گیم پلی جدید این بخش تنوع بسیار خوبی به بازی می‌دهد. دقتی که در طراحی مراحل بازی صورت گرفته، چندین برابر از بازی‌های روز بیشتر است. World of Goo فوق العاده Polish داده شده که این نشان دهنده‌ی Testerهای توانمندش است. اولین توپ Gooای که با آن آشنا می‌شوید، سیاه رنگ است و پس از اتصال نمی‌توان آن را جدا کرد؛ ولی برخی از Gooها را می‌توان دوباره از برج شبکه مانند قطع کرد. با توجه به این موضوع که چندین نوع Goo با خصوصیات مختلف در بازی وجود دارد، چگونگی انجام هر مرحله فرق می‌کند. شاید تصور کنید با یک بازی ساده طرف هستید؛ ولی پس از انجام آن نظرتان کاملاً تغییر خواهد کرد. آتش، برق، آب، باد و موانع مختلف، همگی دست به دست هم داده و معماهایی را تشکیل داده‌اند که هر گیمری را به چالش می‌کشد.







پس از به پایان رساندن بازی باز هم انگیزه‌ای برای بازگشت به آن وجود دارد. 2D Boy با راه‌اندازی Leaderboardای برای World of Goo این انگیزه را در گیمرها ایجاد کرد تا با ثبت رکوردهای خود در تک تک مراحل بازی، با دیگر گیمرهای اقصا نقاط دنیا رقابت کنند. در هر مرحله سه نوع رکورد ثبت می‌شود. بیشترین توپ‌های جمع آوری شده، سریع ترین رکورد و کمترین تعداد حرکت، این سه حالت ثبت رکورد در Leaderboard هستند.

در هر مرحله علاوه بر تعداد معمولی Gooهای خواسته شده برای برد، یک حالت ثبت رکورد آفلاین با عنوان Obsessive Completion Distinction(به اختصار OCD) وجود دارد که با بدست آوردن این رکورد، در منوی بازی بر روی همان مرحله پرچمی اضافه می‌شود که نشان دهنده‌ی گرفتن OCD همان مرحله است. با این اوصاف World of Goo یک عنوان Arcade کامل و بی نقص از نظر رعایت قوانین اصلی(سرگرم کننده بودن در حین سادگی و دارا بودن محتوای کافی) این دسته از بازی‌هاست.




نمی‌توان از این بازی ایرادی گرفت، زیرا بی نقص و کامل است. البته همان طور که اشاره شد، کمبود‌هایی مانند Level Editor و حالت Co-Op(نسخه‌ی Wii این قابلیت را دارد) در بازی احساس می‌شود؛ ولی هرگز از ارزش‌های آن نمی‌کاهند. این بازی لذت بخش را به همه‌ی سنین و تمام افرادی که حتی تاکنون یک بار سمت بازی‌های ویدئویی نرفته‌اند توصیه می‌کنیم. ای کاش سازندگان داخلی نیز ابتدا سراغ چنین پروژه‌هایی می‌رفتند.

 

نقد و بررسی و جکع اوری از البرز